در پی اعلام احتمال گسترش تحریمهای ثانویه آمریکا علیه کشورهایی که با ایران تجارت میکنند، سرمایهگذاران آمریکایی رفتار محتاطانهتری در پیش گرفتهاند. دولت ترامپ این مجموعه اقدامات را با عنوان «روز سرنوشتساز اقتصادی» مطرح کرده است؛ موضوعی که بار دیگر ریسک ایران را وارد محاسبات سرمایهگذاران والاستریت کرده است.

به گزارش پاداش، با وجود آنکه درگیری میان ایران و آمریکا همچنان در وضعیتی شکننده میان تشدید جنگ و مهار تنش قرار دارد، سرمایهگذاران بزرگترین اقتصاد جهان تحولات مربوط به ایران را با حساسیت بالایی در قیمتگذاری داراییها وارد میکنند. این واکنش نشان میدهد وزن ایران در بازارهای جهانی بسیار فراتر از سهم مستقیم آن در اقتصاد جهان است؛ زیرا اهمیت ایران برای بازارها بیش از هر چیز از مسیر نفت، تنگه هرمز، امنیت خاورمیانه و خطر اختلال در تجارت انرژی ناشی میشود.
عامل دیگری که این روزها سرمایهگذاران آمریکایی را به احتیاط واداشته، افزایش فشار سیاسی بر توسعه زیرساختهای هوش مصنوعی، بهویژه مراکز داده و مصرف برق آنهاست. برخی مقامهای آمریکایی نسبت به رشد سریع تقاضای برق این مراکز و تأثیر آن بر پایداری شبکه هشدار دادهاند. تحلیلگران نیز معتقدند تداوم محدودیتهای سیاسی و مقرراتی میتواند سرعت سرمایهگذاری در مراکز داده و توسعه ظرفیت پردازشی مورد نیاز صنعت هوش مصنوعی را کاهش دهد.
شاخصها همهچیز را درباره بازار نمیگویند. گاهی وزن چند جزء آنقدر بزرگ میشود که رفتار کل بازار را تعیین میکند. روند تغییرات شاخصهای مهم والاستریت نشان میدهد سهم هفت شرکت بزرگ آمریکایی، یعنی آمازون، آلفابت، مایکروسافت، تسلا، انویدیا، اپل و متا، بهویژه از سال ۲۰۲۰ به بعد با سرعت زیادی افزایش یافته است.
وزن مجموع این هفت شرکت در شاخص S&P 500 از مرز ۲۰ درصد عبور کرده و در سال جاری نیز در مسیر صعود به محدودهای نزدیک ۳۵ درصد از کل ارزش شاخص قرار گرفته است. البته وزن هر یک از این شرکتها در S&P 500 متفاوت است، اما در مجموع «هفت شگفتانگیز» اکنون به یکی از مهمترین نیروهای تعیینکننده جهت کلی بورس آمریکا تبدیل شدهاند.
افزایش وزن این شرکتها در سالهای اخیر بیش از هر چیز به رشد سریع بخش فناوری، افزایش سهم اقتصاد دیجیتال و گسترش سرمایهگذاری در حوزه هوش مصنوعی بازمیگردد. بازار نیز بخش بزرگی از انتظارات خود درباره رشد بهرهوری، سودآوری و توسعه فناوری را در قیمت سهام همین شرکتها منعکس کرده است.
از منظر عددی، اهمیت این تمرکز کاملاً روشن است. اگر هفت شرکت یادشده حدود ۳۵ درصد از S&P 500 را تشکیل دهند، یعنی فقط ۱٫۴ درصد از تعداد شرکتهای شاخص نزدیک به یکسوم ارزش کل آن را در اختیار دارند. در چنین ساختاری، افت چنددرصدی همزمان در سهام شرکتهایی مانند انویدیا، مایکروسافت یا اپل میتواند حتی در شرایطی که صدها سهم دیگر تغییر بزرگی ندارند، جهت کل شاخص را منفی کند.
همین تمرکز توضیح میدهد چرا اخبار مربوط به هوش مصنوعی، مراکز داده و سودآوری چند غول فناوری اکنون اثری بسیار فراتر از خود این شرکتها بر والاستریت دارد. در مقابل، صعود همین گروه نیز میتواند ضعف بخش بزرگی از بازار را در پشت رشد شاخصهای اصلی پنهان کند.


